سلام...
کنکورم را ۵شنبه دادم ولی نه اون جور که دلم میخواست بقیه اش دیگه توکل به خدا...
دست نوشته زیر اگر چه به نظر بی قافیه است و بی نظم اما امیدوارم تاثیر خودش را روی کسی که می خوام بزاره..دعا کنید تا قبل از اینکه خیلی دیر بشه همه چیز به شرایط عادی خودش برگرده...نوشته زیر قسمتی کوچک از واقعیتی است تلظ که اتفاق افتاد...در اوج احساس شیرینی خوش بختی و رسیدن...
رفتی بی خبر...
هیچ کس را نیست ز تو خبر...
مادرت بیمار...
دوستانت گریان...
یادگار است زتو نامه ای ز خون و خاطراتت...
منتظر تا بیایی از آن راه دور...
بیا برگرد دوباره تا بسازیم آشیانه...
بیا برگرد...

اگه متوجه حرف های من نشدید یه سرچی تو اینترنت بکنید می فهمید این استاد دانشگاه در مورد قیام امام حسین چی گفته یعنی هر چی به ذهنش خطور کرده گفته
یکی نیست بهش بگه آخه آدم حسابی این جماعت هزار و اندی سال دارن برای امام حسینشون عزاداری می کنند حالا تو اومدی با حرفای پوچت اونا را گمراه کن ...حالا این به کنار که البته نمیشه گذاشتش کنار ولی مسئله بعدی این ویروس یا بهتره بگم شبه ویروس یا اصلا نه بگم انگلیه که تو کامپیوتر ها وارد شده و یه مشت چرت و پرت تو کادر زرد رنگ تو مانیتور ظاهر میشه...نمی دونم آخه یه دست که صدا نداره اگه احیانا به غیرتت برخورد که حتما میخوره یه یادداشت در اعتراض به این مطلب تو وبلاگت بزار...
تیر 1387
