X
تبلیغات
زولا



























صدای سکوت

یک کاغذ سفید را هر چقدر هم که سفید باشد کسی قاب نمی گیرد ،برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت...

وقتی هم کاغذت سفید باشه هم جوهر قلمت، اون وقت نوشته هات میشه مثل پست های من تو این چند ماه... (هستی در عین نبودن و نیستی در عین بودن...) نمیدونم عیب از کاغذ سفید بود یا از قلم سفید... نمیدونم شاید از شباهت زیاد به تفاهم نمی رسیدند!!!! بگذریم ... حالا یه قلم دارم که سفید نیست یا شایدم یه کاغذ که سفید نیست و کلی حرف برای گفتن...  حالا حداقل فهمیدم برای هر چیزی تفاهم لازمه نه شباهت...   

 



پ.ن: مدتی سکوت اما باز سکوت تاب نیاورد ، انگار دلش فریاد می خواهد....

پ.ن: گفتم که کلی حرف برای گفتن دارم همش را گفتم فقط باید ترجمه اش کنی...همین...

پ.ن: دوباره تصمیم گرفتم بخش نظرات را فعال کنم...

نوشته شده در سه‌شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1389ساعت 04:21 ب.ظ توسط راضیه نظرات (3)

وقتی حرفی برای گفتن نداری بهترین کار سکوته.... 



نوشته شده در شنبه 11 مهر‌ماه سال 1388ساعت 02:46 ب.ظ توسط راضیه

چه مهمانان بی دردسری هستند مُردگان ! 

 نه به دستی ظرفی را چرک می کنند... 

 نه به حرفی دلی را آلوده ... 

تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت...

--------------------------------------------------------------------------------------

خدا را شکر حالم بهتر شده ...دوباره همه چیز به روال طبیعی خودش برگشته...

نوشته شده در یکشنبه 30 فروردین‌ماه سال 1388ساعت 10:16 ق.ظ توسط راضیه نظرات (4)

تنها خداست که نمی توان به انتظارش ماند...در انتظار خدا به سر بردن یعنی درنیافتن این که خدا در توست


 

کم کم میخوام با صدای سکوت خداحافظی کنم شاید دیگه صدای سکوت حرفی نزنه و این پایانش باشه...نمی دونم... 

و شاید خدانگهدار....

نوشته شده در یکشنبه 18 اسفند‌ماه سال 1387ساعت 06:18 ب.ظ توسط راضیه نظرات (2)

می دونی دارم به چی فکر میکنم؟! 

اینکه اصلا سکوت چیه؟!!!  

چرا من عاشق سکوت و صداش شدم؟!!! 

هر چی فکر میکنم بیشتر جوابش برام مبهم میشه!!!!!!!!!!!

نوشته شده در چهارشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1387ساعت 10:14 ق.ظ توسط راضیه نظرات (6)

..........................................

..............................................................................................................

.........

.................................................

 

 

..........................

..................................................................................................................................

...........

این تمام حرفام بود..آخیش آروم شدم...هیچ وقت فکر نمی کردم به همین سادگی بشه آدم حرفش را بزنه و آروم بشه...

نوشته شده در شنبه 24 فروردین‌ماه سال 1387ساعت 04:44 ب.ظ توسط راضیه نظرات (6)

سلام ...

شاید تو هم صدای سکوت را بشنوی و بتوانی آن را درک کنی.
در این دنیا صدایی زیباتر و رساتر از سکوت نشنیدم و نخواهم شنید.
صدایی که هر کسی را یارای شنیدن آن نیست و تنها می توان آن را با گوش دل شنید و نه با گوش جان. پس گوش دل خود را باز کنیم تا صدای سکوت را بشنویم که همان صدای خداست و صدای خدا آهنگ عشق است.

خدایا صدای تو طنین انداز ترین صدایی ا ست که تا به حال شنیده ام اما...

نوشته شده در چهارشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1386ساعت 02:15 ب.ظ توسط راضیه نظرات (3)

سکوت دردناک است اما در سکوت است که همه چیز شکل میگیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد. درون هرچیز در اعماق هستی نیرویی هست که چیزی را می بیند و می شنود که هنوز قادر به درکش نیستیم. هر آنچه امروز هستیم از سکوت دیروز زاده شده است.

صدای سکوت،آوایی است برای بیان حقیقت...
نوشته شده در سه‌شنبه 9 مرداد‌ماه سال 1386ساعت 02:40 ب.ظ توسط راضیه نظرات (3)

سلام...

فعلا هیچی نمی تونم بگم... جز اینکه سکوت اختیار کنم...همین...

نوشته شده در دوشنبه 30 بهمن‌ماه سال 1385ساعت 01:44 ق.ظ توسط راضیه نظرات (4)

.......................

همین...

نوشته شده در شنبه 2 دی‌ماه سال 1385ساعت 12:45 ق.ظ توسط راضیه نظرات (3)

  1    2  >>

 Design By : Pichak